عباس اقبال آشتيانى
444
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
سرزمين آمدند . هزار اسب بقاياى قبايل شول را از قلمرو خود خارج نمود و به لرستان اصلى يعنى بلاد لر كوچك تاخت و با اتابكان فارس بر سر قلعهء منگشت ( در جنوب غربى مال امير حاليه ) زدوخورد نمود و دامنهء متصرفات خود را تا نزديكى اصفهان بسط داد . خليفه الناصر لدين اللّه ( 575 - 622 ) ملك هزار اسب را مورد مرحمت قرار داده بلقب اتابك سرافراز نمود و سلطان محمد خوارزمشاه نيز موقعى كه بعراق آمد با او به خوشى رفتار كرد و دختر او را براى پسر خود غياث الدّين گرفت . ملك هزار اسب هم چنان كه سابقا ديديم موقعى كه خوارزمشاه از جلوى مغول مىگريخت و بحدود بروجرد آمده بود با لشكريان خود به كمك سلطان آمد ولى به علت سعايتى كه امراى سلطانى از ملك هزار اسب كردند . پادشاه لر رنجيده با قشون خويش به مملكت خود برگشت . ملك هزار اسب دو پسر داشت يكى عماد الدين پهلوان ديگرى نصرة الدين كلجه عماد الدّين بعد از پدر حكومت يافت و در سال 646 فوت كرد و برادرش كلجه جاى او را گرفت ولى دولت او دوامى نيافت و بعد از دو سال و نيم در سال 649 بدرود زندگانى گفت . اتابك تكله ( 649 - 656 ) - اتابك مظفر الدّين تكله يكى از مشهورترين اتابكان لرستان است و او با اتابكان فارس و امراى لر كوچك و شول و مغول درافتاده و قسمت عمدهء عمر او در زدوخورد گذشته است . كشمكش ما بين اتابكان فارس و اتابكان لرستان كه از عهد هزار اسب شروع شده بود در ايام امارت تكله شدّت يافت چه اتابك سعد بن زنگى به قصد استيصال امراى فضلويه و تصرف بلاد لر بزرگ سه مرتبه به طرف متصرفات تكله لشكر كشيد ولى در هيچيك از اين لشكركشىها غلبه نيافت بلكه فتح نصيب تكله گرديد و اهميت و اعتبار او افزايش يافت . در سال 655 موقعى كه اردوى هولاگو خان براى تسخير بغداد و بلاد عراق به اين حدود رسيد تكله به خدمت هولاگو رفت و در لشكركشى مغول به طرف بغداد حضور داشت اما همينكه وحشيگريهاى تاتار را در آن واقعه ديد از قتل خليفه و نكبت اسلام